تبليغاتX
شیده ی عشق Shedeye Eshgh - آخرین بار...
عاشقی ها از دلم دیوانگی ها از سرم * تار و پود هستیم بر باد رفت اما نرفت
 آخرین بار...

داری میگذری از من ,داری رد میشی آسون

حرفی برات ندارم, بغضمو کردی پنهون

اشکامو در میاری ولی انگار نه انگار

دستامو بگیر تو دستات برای آخرین بار

یه لحظه چشماتو ببند شاید منو یادت بیاد

همون که بهش گفتی یه روز جای تو هیچکس نمیاد

چند بار باید به چشم تو بشکنم آروم بگیری

بگو چقدر گریه کنم تا دیگه از پیشم نری

بگو چقدر اشک بریزم تا منو تنها نزاری

دارم به چشمات باج میدم تا تو بگی دوسم داری

اما من هنوز دوست دارم بدون, اگه حتی قلبتو پس بگیری

اگه مثل امروزم بهم بگی نمیخوام تو رو, میتونی که بری

       

 

|+| نوشته شده توسط امین در شنبه پانزدهم فروردین 1388  |
 
 
بالا