تبليغاتX
شیده ی عشق Shedeye Eshgh
عاشقی ها از دلم دیوانگی ها از سرم * تار و پود هستیم بر باد رفت اما نرفت
 رویا....

اون دوتا بسته چشات منو خوابم میکنه

ذره ذره اون نگات داره آبم میکنه

داره میمیره دلم واسه مخمل نگات

همه رنگی رو شناختم من با اون رنگ چشات

مثل یک رویای خوش پا گرفتی تو شبام

از یه دنیای دیگه غصه ها گفتی برام

هنوز ازحرم تنت داره میسوزه تنم

از تو سبزه زار شده خاک خشک بدنم

دستای عاشق تو، منو از نو تازه ساخت

دل نا باور من جز تو عشقی نشناخت!!!

|+| نوشته شده توسط امین در جمعه یکم آذر 1387  |
 گفتگو با خدا...

خداوندا!

قرار میگیرم و آرام میشوم آنگاه که دل و اندیشه ام را در زیارتگاه نگاهت جا میگذارم، دل خاکی ام را در قدمگاه محبانت پرواز میدهم تا آسمانی شود و بیکرانگی دریای مهر و سعادت را دریابم. وچه زیباست تپیدن قلبی که برای رسیدن به این دیدار لحظه شماری میکند.

|+| نوشته شده توسط امین در جمعه یکم آذر 1387  |
 
 
بالا