تبليغاتX
شیده ی عشق Shedeye Eshgh
عاشقی ها از دلم دیوانگی ها از سرم * تار و پود هستیم بر باد رفت اما نرفت
 خیال...

حالا دیگه تو روداشتن خیاله

 دل اسیر آرزوهای محاله

غباره پشت شیشه میگه رفتی

 ولی دلم هنوز باور نداره

حالا راه تو دوره دل من چه صبوره

کاشکی بودی و میدیدی زندگیم چه سوت و کوره

آسمون از غم دوریت حالا روز و شب میباره

میگه تو ذهن خیابون منو تنها جا میزاره

خاطره مثل یه پیچک میپیچه رو تن خستم

میگه حرفی که ندارم دل به خلوت تو بستم

|+| نوشته شده توسط امین در سه شنبه چهاردهم آبان 1387  |
 محتاج...

امروز که محتاج توام جای تو خالیست

 فردا که میایی به سراغم نفسی نیست

در من نفسی نیست در خانه کسی نیست

نکن امروز را فردا بیا با ما که فردایی نمی ماند

که از تقدیر و خان ما در این دنیا کسی چیزی نمی داند

تا آینه رفتم که بگیرم خبرم از خود

دیدم که درآن آینه هم جز تو کسی نیست

من در پی خویشم به تو برمیخورم اما

در تو شده ام گم به من دسترسی نیست

نکن امروز را فردا دلم افتاده زیر پا

بیا ای نازنین ای یار دلم رو از زمین بردار

در این دنیای وانفسا تویی تنها منم تنها

نکن امروز را فردا بیا با ما بیا با ما

در این دنیای ناهموار که می بارد به سر آوار

به حال خود مرا نگذار رهایم کن از این تکرار

|+| نوشته شده توسط امین در سه شنبه چهاردهم آبان 1387  |
 آخه چرا ؟؟؟؟؟
دوستای خوبم سلام

نمیدونم کدوم ادم بیکاری جای من به وبلاگای شما میاد و نظر میده و یه حرفای

بی معنی میزنه .این دوره و زمونه ادم بی معنی زیاده  خواستم بدونید اگه کسی از طرف من

حرفای غیر منطقی میزنه حواستون باشه من نیستم و باعث کدورت نشه .

بازم ممنون ازتون که همیشه به وبلاگم لطف داشتید.

|+| نوشته شده توسط امین در شنبه یازدهم آبان 1387  |
 
 
بالا