تبليغاتX
شیده ی عشق Shedeye Eshgh
عاشقی ها از دلم دیوانگی ها از سرم * تار و پود هستیم بر باد رفت اما نرفت
 تردید!!!
         

 

توی راه عاشقی فرصت تردیدی نیست *  میدونی تو قلب من نقطه تزویری نیست

گریه شبونه رو جز تو که تسکینی نیست * مثل این شکسته دل هیچ دل غمگینی نیست

تو چه دیدی که بریدی تو ز هم پاشیدی * تو چه بیهوده ز من رنجیدی

به چه جرمی چه گناهی تو منو سوزوندی * غم عالم به دلم کوبوندی

به تو نفرین دل عاشق دل زار تو منو غرق خجالت کردی

من آزاده مغرور رو ببین تو که تو بنده عادت کردی!!!

 

|+| نوشته شده توسط امین در جمعه یکم شهریور 1387  |
 گفتگو با خدا...

 

محبوبا!

به هیچ آسمانی دل نسپرده ام مگر به آسمان نگاه مهربانت و به هیچ لبخندی امید نبسته ام مگر به خشنودی و تبسم تو که ما را به عرش می رساند و به شکوه و بزرگی بنده نوازیت نزدیک می کند. پس سرشارمان کن از عطر نماز های عاشقانه که در هر لحظه

و در هر مکان بر زبان آفریدگانت جاری است.

|+| نوشته شده توسط امین در جمعه یکم شهریور 1387  |
 دست مرا بگیر:

دست مرا بگیر که باغ نگاه تو

چندان شکوفه ریخت به دامنم , که هوش از سرم ربود

من جاودانی ام که پرستوی بوسه ات

بر روی من دری ز بهشت خدا گشود .

اما, چه می کنی دل را ,

که دربهشت، خدا هم  غریب بود؟

من خسته و بیمارم , درمان منی

شعر و شعور و آوازی , در جان منی

ای تو هوای هر نفس !

عشق تو می ورزم وبس

 دل کنده ام از همه کس

پناه من تویی و بس .

تا در دل تو زنده ام

از عالمی دل کنده ام

 از خود رها گشتن خوش است

در تو فنا گشتن خوش است.

 

                                                        ( اردلان سر فراز)

|+| نوشته شده توسط امین در جمعه یکم شهریور 1387  |
 
 
بالا