بیش از این ای دل تو آزارم مکن * بیش از این رنجم مده زارم مکن
ای دل پر غم مکن افزون غمم * با غمت بیمار بیمارم مکن
بر بدی ها بیش از این سوقم مده * بهر کار زشت اصرارم مکن
با غمت آتش بزن ای دل به جان * خون به چشمان شرر بارم مکن
گر چه من مستوجب هر ذلتم * تو دگر باری سر بارم مکن
نیستم گر عندلیب نغمه خوان * پیش هر گل بیش از این خارم مکن
کی کنم زین پس به غیر کار نیک * بر بدیها ای دل اجبارم مکن
خواهش بیجا مکن دیگر ز من * رایه میلت دگر بارم مکن
مرد عاقل کی شود تسلیم دل * دل مشو دیوانه آزارم مکن
بر شکیبا منتهی نور خدا * ای دلا دیگر گنه کارم مکن
|
+| نوشته شده توسط
امین در شنبه پانزدهم تیر 1387
|